۱۳۹۳ دی ۱۳, شنبه

قابل توجه بعضی از نذری بگیران و عزاداران حسینی(از سگها بیاموزید)

نظم و ترتیب فوق العاده جالب سگها هنگام پخش غذا


ارسال به بی رنگی

۱۳۹۲ مهر ۱۷, چهارشنبه

کیهان احمقانه یا تخطئه ی احمقانه؟

جمهوری اسلامی، ای انفجار نور، ای لاله ی روییده از خون جوانان وطن، تو را چه خطاب کنم که اگر آقا گویم خیانت به واژه ی مردانگی و مردانی چون کاوه و آریو برزن است، اگر خانم خطابت کنم که بی حرمتی به واژه ی مقدس زن ایران زمین و جفا به نام رودابه و تهمینه های پاک دامن سرزمین مادری. پس تو را هوی خطاب می کنم که لایق ترین واژه در حفظ آداب نگارش برای توست. آهای جمهوری اسلامی؛ هرچند که حالا در توهم آنی که رسانه ی دردانه ی بیت رهبری و ارتش سایبری ات توانسته هسته ی اصلی اپوزیسیون در اروپا را شناسایی و افشا کند، بدان که این روش افشاگری و تخریب آنچنان نخ نما شده و بی مصرف که دم خروس از سطر سطر ادعایتان پیداست! به خیالت رسانه ی دردانه ات ما را زد، غافل از اینکه حمایت کیهان نوین نه از سازمان مجاهدین، که انتقاد از جنایت اعمال شده علیه انسان های بی دفاع بر تخت بیمارستان بود. انتقاد از شیوه ای بود که حتی در غرب وحشی سرخپوستی نیز اعمال نمی شد! اما تو باز خواستی در ادامه ی سیاه نمایی هایت با انگ و برچسب به کیهان نوین، صورت مساله جنایت خود را پاک کنی. اما انگار فراموش کرده ای تاریخ مصرف چنین نسخه هایی تمام شده! دستتان رو شده، شیوه ی بازی تان را عوض کنید. کیهان نوین با افتخار بدون هیچ وابستگی به حزب و دسته ای در راستای شرافت قلم، مقابل هرگونه جرم و جنایت فریاد خواهد کشید و آن را رسوا می کند.
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۲ مرداد ۲۹, سه‌شنبه

ادامه اعتراضات نسبت به عملکرد و سخنان حسن روحانی-رئیس جمهور منتخب خامنه ای-

در بیانیه و نامه سرگشاده اخیر که رونوشت آن نیز به رئیس پارلمان اروپا، وزرات امور خارجه امریکا و کانادا ارسال خواهد شد،مواردی از دروغ گویی،عوام فریبی و مردم ستیزی حاکمان و شخص حسن روحانی ذکرشده است.به باور من با توجه به امنیتی بودن این آقایون و اطلاع موثق شان از وضعیت واقعی جامعه،اینگونه اظهارات و سیاست گذاری ها فقط برای نشان دادن سرسپرگی شان به رهبرشان خامنه ای می باشد و بس.
متن نامه:
ما تنی چند از فعالین تبعید ی ، بازداشت شدگان و خانواده های شهدای راه آزادی بکار بردن واژه اردوکش خیابانی توسط حسن روحانی در جلسه رای اعتماد کابینه اش در مجلس شورای اسلامی را محکوم کرده و تنفر خود را از دولت که با شعار آزادی زندانیان سیاسی ، باز شدن فضای کشور و مطبوعات و پایان یافتن جو امنیتی باعث فریب مردم شریف اما ساده دل ایران شدند اعلام می داریم. آقای حسن روحانی آیا ندا آقا سلطان که گلوله قلب او را شکافت میتوانست اردوکش خیابانی که معنای دیگر آن ارازل و اوباش است باشد، یا ترانه موسوی که دزدیده و در زندان مورد تجاوز قرار گرفت و جسد او سوزانده شد ؟ آیا سهراب اعرابی نوجوانی که برای بازپس گیری رای خود به خیابان آمده بود میتوانست اردوکش باشد یا محمد مختاری که گلوله کلاشینکف نیروهای سرکوبگر قلب آنها را شکافت. آیا این همه شهید و قربانی تجاوز و این همه ایرانیانی که بعد از حوادث 1388 از ترس جان به خارج گریختند که مبادا دستگیر و در زندان حکومت اسلامی مورد تجاوز اسلامگرایان واقع شوند اردوکش خیابانی بودند ؟ شما با شعارهای فریبنده همچون آزادی زندانیان سیاسی مردم شریف و ساده دل ایران را فریب دادید ولی هنوز از گرد راه نرسیده بنای خوش خدمتی و تعظیم رو به قبله بیت رهبر را آغاز کردید و سخنان او را هر جا که می روید تکرار میکنید. نه تنها با صراحت تمام تقلب در انتخابات را رد کردید بلکه کابینه شما با بودن بازجویان و شکنجه گرانی همچون پور محمدی قانل بسی وحشتناک تر و مهیب تر از کابینه همان احمدی نژادی هست که شما و یارانتان او را امنیتی خطاب میکردید. این اولین بار نبوده و نیست که شما به ملت ایران و به ویژه نسل جوان توهین کرده اید و خوش خدمتی خود را به رهبری و نظام ولایت فقیه ثابت نموده اید.در 18تیر 78 خطاب به داشنجویان و یاران دبستانی ما گفتید : این دانشجویان پست از آن هستند که برانداز نامیده شوند و حکم حمله به کوی دانشگاه را به عنوان دبیر و نماینده خامنه ای در شورای امنیت ملی امضا نمودید. شما حتی نتوانستید دو تن از کسانی را که طرفدارانشان از یاران شما بودند از حصر در بیاورید چه بسا به بی شرمی خواستید که موسوی و کروبی و رهنورد بیایند و توبه کنند . از این رو جای بسی خوشحالی دارد که همین ابتدای امر دست خود را برای ملت بزرگ ایران باز کردید و ملت را به مانند یار شریفتان سید محمد خاتمی که نقش بزرگی در فریب مردم داشت چندین سال الاف نکردید و از همان ابتدا آب پاکی را روی دست مردم ریختید که من بسی جنایتکار تر از هر کسی هستم که فکر میکنید و انتظاری از من نداشته باشید. ما امضا کنندگان این نامه ضمن محکوم کردن سخنان و عملکرد شما اعلام میداریم که ما اردوکش خیابانی و ارازل و اوباش نبودیم بلکه ملتی متمدن بودیم که طبق اصل 27 خود همین قانون اساسی جمهوری اسلامی با سکوت و آرامش به تظاهرات آمدیم ولی به رگبار گلوله بسته شدیم چون چیزی را که شما و حکومت شما تحمل نمی کرد و نمی کند مدنیت و مسالمت آمیز بودن است و اعتدالگرایی شما نیز از سخنانتان ، از کابینه ننگینتان و از تمام عملکردتان مشخص شد.
امضاء ۶۸ تن زندانیان سیاسی سابق و فعالان تبعیدی  جنبش سبز به ترتیب حروف البفا :
امیر آرتا ناظر فرد(آلمان)-ا سیروس (رضا )اشرفپور-میثم اسعدی(ترکیه)-محمدرضا آرین(ایتالیا)-جمشید امینی (آمریکا)- محسن باپیری(نروژ)کیارش بخشی(اندونزی)- مهیستان بختیاری(ترکیه)-هادی بابایی(ترکیه)-افسر پیر می (سوئیس)-فرخ پیرنیا(آمریکا)-فرهاد تالشی(انگلیس)-جواد موسوی(آلمان)-علی جلیلی(آلمان)- کیان جوادی(آلمان)-میثم جاسمی (آلمان)-آرمان چاروستایی(آلمان)- فرزاد حمیدی( آمریکا ) -  فرشید حشمتی (یونان)- بابک خسروی (انگلیس)- امید دانا(سوئد)- علی دشتستانی (سوئد)- ارسلان رحیمی (سوئد)- ایمان رضایی(آمریکا) -پریسا رفیعی(آلمان)- جلال رودگر(ایتالیا )- حسین رضایی (انگلیس)-حسین رفیعی(بلژیک)- رامین اکبری (آلمان)-مهران رحیمیان(آلمان)-میثم رودکی(ترکیه )- محمد زمانی(آلمان)-یوسف زیانی( (یونان)- سام سرابی(ترکیه)- بهرام سرایی(آلمان)محمد سامری فرد(نروژ)- محمد سرتیپی(سوئد)-مرتضی سروریان(ارمنستان)-آرنوش شجاعی(سوئد)-کاوه صابری-میلاد صادقی(آلمان)-فرهاد عابدینی(آلمان)-مهدی غلامی(بلژیک)- افشین فروتن -میترا فتحی پور(سوئد)-حمید کاظمی(نروز)-کوروش اختریان(آلمان)- مریم کوثری(ترکیه)- روحی لطیفی(نروژ)-مهرداد لهراسبی(آلمان)-امیر حسین معینی(آلمان)- ایمان موسوی(امریکا)-رویا قاسمی مزیدی (ترکیه)-هوشنگ قاسمی (هلند) طاهره مهدی زاده  (ترکیه)-کوشان ماد(آمریکا)- مجید میرزایی(ارمنستان)-منوچهر محمدی(امریکا)-مهرداد ماجدی( آمریکا ) - یارسان موسوی(ترکیه)- احسان نظم پژوه (المان)-آرش نوزری (آلمان)-احسان هگمتیان(کانادا)-جمشید بابایی(ترکیه)- پیام ونداد عظیمی(ترکیه)-هومن وزیری(هلند)-محسن یوسف نژاد(ترکیه)-یاور یزدان پرست(سوئیس)
اسامی ۴۵ فعال برون مرزی پشتیبان این نامه به ترتیب حروف البفا:
سیروس اردلان-فریبا اعتماد-لیلا اوستا-منا اعظمی-مهین ارجمند- هما آریا-بهرام آبار-رادان آزاد-بهکام بختیاری-افشین پولادی- حامد تهرانی- حامد توحیدی فر-مهرداد تیموری-اصغر جودی-پرویز حدادی زاده- قربانعلی حسین نژاد- کوروش حقیقی- علی خلف زاده- امیر دوشوکی-دیوید درمنی-دکتر منوچهر رزم آرا-آرش رازی -کیان دخت رنجبر-مریم رضایی- هوشنگ رضایی- نیما زرتشت زاده- سعید شبانی- سعید قهرمانی- کتایون قاسمی-دکتر حسن کیان زاد- فرهمند کلایه- رکسانا گنجی- آرش مهدوی- آرین میرذوالفقاری-پری موسوی-جواد محمدی- رزیتا منطقی-سعید مهربُد-دکتر محمود مرادخانی- مهرداد ملک زاده- امير فرنودي-سحر نیکو- شهره ناطقی-موریس نعمتی- نوذر نوذری
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۲ مرداد ۱۹, شنبه

تصویر نامه 14 مرداد ارژنگ داوودی از زندان بندرعباس درخصوص اتهام جدید محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین



                                             

    
امروز14مرداد ماه 1392 در سالروز پیروزی انقلاب مشروطه از بند 1 زندان بندرعباس به دادگستری اعزام شدم.چون هر دو دست مرا با دستبند بسته بودند رئیس شعبه 3 دادگاه بنام آقای جواد دمساز شماره پرونده متشکله در کرج و بندرعباس و نیز موضوع اتهام وارده را برایم نوشت که عین دستخط ایشان به پیوست است. به علت اینکه پرونده نیابت ،منظم به هیچگونه اسناد و مدارکی نبود که دال بر اثبات اتهام باشد و علاوه براین از وکلای اینجانب جناب آقایان محمد علی خواه و وحید مشکانی نیز دعوت بعمل نیامده بود،رئیس شعبه 3 از اخذ دفاعیات و نیز صدور قرار عاجز ماند.لذا طی نامه ای به دادگاه انقلاب کرج شعبه1 درخواست کرد که اسناد مربوطه را ارسال نماید تا متعاقبا جلسه رسیدگی تعیین و اتهام مورد بررسی قرار گیرد.
شماره پرونده کرج-144/1/910286
شعبه یک دادگاه انقلاب-آصف الحسینی
محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین

شماره پرونده در بندرعباس-9209887612600002
شعبه سه دادگاه انقلاب-جواد دمساز

ارژنگ داوودی
دوشنبه92/5/14
14 مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت را گرامی می داریم


ارسال به بی رنگی

۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

تحلیلی بر شورش پناهندگان ایرانی در نائورو استرالیا

بیش از 55 میلیون دلار خسارتی است که در اعتراض پناهندگان جزیره نائورو در استرالیا وارد شده است ، اعتراضی که ابتدا شورش نامیده شد و سپس واژه ای نا امید کننده را ضمیمه خود کرد ، شورش پناهندگان ایرانی در مائورو استرالیا ! این باعث ناراحتی که برای من بیشتر مایهء عصبانیت و شرمساری است . مردمی که باید حق خود را از حاکمان وقت در کشور خود بگیرند ، حال در خاکی بیگانه ادعای حقوق شهروندی میکنند . تو در کشور خودت هیچ کاری نکردی ، جلوت اعدام کردند ، تجاوز کردند ، حتا خودت رو تحقیر کردند و هیچ کاری نکردی ، تازه رفتی تماشا کردی بدبختی رو و نشستی و دودستی از این همه بلائی که سرت آوردند با روی باز استقبال کردی ، حالا تو استرالیا اومدی چاقو به دست برای حقت اربده میکشی؟! چه حقی آخه؟! آبرو برای ما نزاشتین تو دنیا ، دیگه پناهندهء ایرانی که بدبخت بود ، از این بیچاره تر هم شد ! البته برای شما که مهم نیست ، سخت گذشت بهتون برمیگردید تو بغل مامان جونتون ، رختخواب پر قو و خوراک بوقلمونتون حاضره ! اون بیچاره هائی که نمیتونند مثل تو باشند چه گناهی کردند ؟! اندونزی در اولین اقدام صدور ویزا رو در فرودگاههای خودش منتفی کرد ! چرا ؟ چون ایرانیان عزیز میان و با اسم توریست میرن استرالیا ، اونهم فله ای و با لنج جون خودشون رو به خطر میندازن با اینکه میدونند استرالیا اینطوری جواب نمیده به کسی ! بعدش هم ادعا میکنند فرهیخته و عاقل و روشنفکر هستند . شاید بخواهید واکنش نشون بدید به این مطلب ، اما این رو بدونید شرایط در اروپا صد در صد از استرالیا برای پناهندگان سخت تر هست ، اما چرا شما چنین وقایعی را در اروپا مشاهد نمیکنید؟ تفاوت فرهنگی افرادیکه به اروپا میآیند و یا به نظر شما ترس از برخوردهای تند و شدید ؟ از نظر من جواب این سئوال روشن هست ، ایرانیانی که در اروپا هستند ، حتا اون اراذل و اوباشش ، اول به اسم کشورش نگاه میکنه و بعد به مصیبتهاش ، توی همین چند سال آدمهائی رو دیدم و میشناسم که تو همینجا آخر خلاف و ته خط هستند ، اما با تمام وجودشون دارند طوری زندگی میکنند که یک وقتی کسی برنگرده بگه ؛ دیدی ! ایرانی هستند ... ایکاش کمی ، فقط کمی فرهنگ داشتیم . ما ایرانیان فرهنگ نداریم ، ملتی که 70 تا 80 سال هست دارای تمدن شهر نشینی مدرن و مدرنیته شده ، فرهنگش فراتر از این هم نیست . حالا میخواهید فحش بدید و ادای روشنفکرها رو دربیارید، اما واقعیت تلخه ، ما ایرانیان همانطور که در متون تاریخی و جامعه شناسی معتبر نگاشته شده است ، فرهنگ نداریم ، میتونید برید تحقیق کنید ...

نوشته عطار (سردبیر)
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ آذر ۲۶, یکشنبه

اتحاد در روشنی شمع های افروخته


این تجمع در روز یکشنبه 16 دسامبر در پارک فوار شهر کایسری ترکیه انجام شد که بدلیل نداشتن مجوز پلیس ,نیمه تمام ماند.
با وجود سردی هوا و حاشیه های مختلفی که این مراسم داشت حدود 20 تا 30 نفر از هموطنان شرکت کردند و پس از آنکه پلیس به ما گفت باید تا چند دقیقه دیگر محل را ترک کنیم ,سرود ملی ایران و توضیحات مختصری در مورد این گردهمایی,پایان مراسم بود.














نکته ای که برایمان جالب بود شناختن عکس نسرین ستوده توسط پلیس بود که با وجود اینکه ما نگفتیم تجمع مان به چه منظور است ولی افسر پلیس به مافوقش در بی سیم گفت که اینان برای زندانی ایرانی که اعتصاب غذا نموده تجمع کرده اند.البته با اینکه مجوز نداشتیم اجازه دادند که مراسم را به دلخواهمان تمام کنیم که جای قدردانی دارد.
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ خرداد ۲۰, شنبه

بعد از خشک شدن زاینده رود حالا نوبت میدان نقش جهان رسیده؟!


ولایت ننگین وقیح خامنه ای و ایادی اش تاریخ و فرهنگ ایران زمین را آگاهانه نابود می کند


برای پنجمین سال متوالی زاینده رود که خشک خواهد شد.آیا با بی تدبیری مسئولین کشور,یکی از نخستین آثار ایرانی که به عنوان میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است نیز از ثبت جهانی خارج خواهد شد؟
به دلیل افت ۷۵ درصدی ذخیره آب اصفهان، زاینده رود برای پنجمین سال پیاپی در تابستان خشک شد.
دیگر جاذبه توریستی شهر اصفهان , میدان نقش جهان می باشد که آن هم در خطر خروج از فهرست میراث جهانی است.
 اصرار مسئولان قطار شهری اصفهان برای عبور مترو از زیر میدان نقش جهان خطری جدی برای میدان و مجموعه اطرافش ایجاد می کند.

در صورتی که مدیریت شهری اصفهان و اعضای شورای شهر بر این تصمیم اصرار داشته باشند، میدان نقش جهان از فهرست ثبت جهانی خارج خواهد شد.
لازم به ذکر است این موضوع در ابتدا از سوی سرپرست اداره کل میراث فرهنگی استان اصفهان تکذیب شده بود که پس از اظهارات معاونت میراث فرهنگی کشور , تایید شده است!


میدان نقش جهان در تاریخ ۸ بهمن ۱۳۱۳ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شد و در اردیبهشت ۱۳۵۸ جزء نخستین آثار ایرانی بود که به‌عنوان میراث جهانی یونسکو نیز به ثبت جهانی رسید.
 بناهای تاریخی موجود در میدان نقش جهان شامل عالی‌قاپو، مسجد جامع عباسی، مسجد شیخ لطف‌الله و سردر قیصریه است. علاوه بر این بناها دویست حجره دو طبقه پیرامون میدان واقع شده‌است که عموما جایگاه عرضهٔ صنایع دستی اصفهان می‌باشند.


منابع: خبرگزاری ایسنا
         خبرگزاری میراث فرهنگی
         ویکی پدیا
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ خرداد ۲, سه‌شنبه

2 میلیارد و 600 هزار دلار غرامت یک انفجار در بیروت!


بانک میتسوبیشی ژاپن ، دو میلیارد و 600 هزار دلار از اموال ایران را بلوکه کرده است و قصد پس دادن آن به ایران را ندارد. مقامات این بانک اعلام کرده اند که آنچه توقیف شده اموال ایران است که بدستور دادگاهی در آمریکا بلوکه شده و دلیل آن حکم دادگاهی است که در ارتباط با دست داشتن جمهوری اسلامی در انفجار مقر امریکائی ها در بیروت داشته صادر شده است. این انفجار در سال 1983 صورت گرفت.
بموجب حکم دادگاه، توقیف اموال ایران تنها مشمول اموال ایران در امریکا نمی شود بلکه در کشورهای دیگر هم می توان بموجب این حکم اموال ایران را توقیف کرد. با آن که گفته نشده، اما آنچه توقیف شده پول فروش نفت ایران است  که دراین بانک به امانت بوده است.

میایم سر حساب کتاب:
2.000.600.000 $ (عددی که از جیب کل ایرانیان رفته به دلار )

قیمت امروز هر دلار تو بازار ایران = 1670 تومن (امروز 2 خرداد 91 )

2.000.600.000 * 1670 = 3.341.002.000.000 تومن ( کمی بیش از 3000 میلیارد تومان ) - البته دقت کنید که این "کمی " که گفتم خودش 341 میلیارد تومنه ها !!!!

بگذریم

جمعیت امروزم میگیریم حدودا 75 میلیون نفر

حالا : تومن 44.547 = 75.000.000 / 3.341.002.000.000 

به عبارتی از جیب هر ایرانی برای یک انفجار 44.547 تومن خرج شده (تقریبا یک ماه یارانه نقدی)

یه 3 هزار میلیاردم ک چند وقت پیشا کش رفتن ازمون که آقا گفت کشش ندیم که اونم حدودا همون یک ماه یارانه میشه . 

خلاصه اینکه یارانه بی یارانه  ولی تورم 50 درصد.

دیگه مملکت از این بهتر؟!!!!!!
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ اردیبهشت ۷, پنجشنبه

پشت پرده سپاه پاسداران رژيم


 در طول عمر حکومت منحوس جمهوری اسلامی ایران و انقلاب کذائی 1357 همواره بودند اشخاصی که در پشت پرده حضور داشته و دارند و همین افراد در پس پرده نقش فعال و مهمی را در شکل گیری جریانات سیاسی، اقتصادی و . . . داشته و دارند. در این میان با جرات میتوان گفت که یکی از این اشخاص پشت پرده نظام منحوس جمهوری اسلامی سردار سپاه پاسداران ، مرتضی رضایی بوده است .سرداری که هیج جا نیست ولی همه جا بوده و هست و در پشت پرده حضور داشته و ایفاء نقش کرده است .
سرداری که به همراه افرادی چون محسن سازگارا از بنیانگذاران سپاه پاسداران بوده وسالها فرمانده سازمان اطلاعات و امنیت سپاه( از سال 1372تا 1385) و مدتی هم قائم مقام فرمانده کل سپاه را بر عهده داشت.
مرتضی رضایی ، از همان بدو تولد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مامور سازماندهی بخش اطلاعاتی و امنیتی سپاه پاسدران میشود همان بخشی که امروزه به موازات وزارت اطلاعات عمل کرده و نام سازمان اطلاعات و امنیت سپاه را برخود دارد . مرتضی رضایی از همان ابتدا  مستقیم و غیر مستقیم در راس امور مسایل امنیتی سپاه قرار داشته است .سرداری که از همان روزهای نخستین شخصیتی مرموز و پیچیده داشته و به عنوان فردی امنیتی در تصمیم گیرهای سیاسی و امنیتی کشور مستقیم و غیر مستقیم فعال بوده است و تا کنون هم جزء چهره های کاملا اطلاعاتی و امنیتی کشور است .
بعد از مرگ خمینی و تکیه زدن خامنه ای بر تخت خلافت و سلطنت از همان آغاز روشن بود که خامنه ای چشم و تاب تحمل رقیب را ندارد. پس باید کاری کرده و رفته رفته با برنامه هایي که بعنوان مشاوره به او داده می شد جایگاه خود را مستحکم مي کرد .کار به جایی رسید که حتی هاشمی رفسنجانی که خود با دستان خودش _بنا بر یک روایت جعلی و از خود ساخته_ از خامنه ای یک رهبر ساخته بود ، نه خودش و نه حتی فرزندانش که زمانی حتی خدا را بنده نبودند دیگر احساس امنیت نکرده و این اواخر توسط  عوامل خامنه ای خوار و خفیف شدند .
خامنه ای هیچگاه در طول این سالها از مشورت با سرداری چون مرتضی رضایی غافل نبود و بنابر روایتی که در زندان از یکی از فرماندهان ارشد سپاه شنیدم که همو بود که باعث شد خامنه ای حکم  عزل  محسن رضایی را صادر کند .نه خامنه ای و نه مرتضی رضایی دل خوشی از محسن رضایی نداشتند .خاصه آنکه در آن دوران محسن رضایي در زیر باند رفسنجانی قرار داشت و خامنه ای از نفوذ رفسنجانی در سپاه نگران بود .این بود که خامنه ای بنا بر توصیه مرتضی رضایی, محسن رضایی را عزل نموده و حکم فرماندهی را به نام مرتضی رضایی امضاء و مهر نمود .اما مرتضی رضایی نپذیرفت !
پس در اصل این مرتضی رضایی بود که باعث عزل محسن رضایی شده بود . البته ناگفته پیداست که محسن رضایی فردی بی تدبیرو بی خرد بوده و همگان میدانند که تمامی شکستها و نابسامانیهای نیروهای ایرانی در زمان جنگ 8 ساله ایران و عراق بواسطه بی تدبیری و نالایق بودن و عدم مدیریت درست و صحیح جنگی در برنامه های جنگ  بخاطر عملکرد غلط محسن رضایی در راس سپاه و اطرافیان او بوده است .
پس از بر کنار شدن اولین فرمانده کل  سپاه پاسداران از سمت خود , خامنه ای فرماندهی کل سپاه را به مشاور خود که سرداری در پس پرده بود پیشکش کرد .اما مرتضی رضایی که درست بر عکس محسن رضایی ، فردی بسیار باهوش با خرد و موقعیت شناس و سیاس بود حاضر نشد فرماندهی کل سپاه را بپذیرد ، لذا به خامنه ای فردی چون سردار  سید رحیم صفوی را پیشنهاد داد و خود بار دیگر در پشت پرده به ایفاء نقش پرداخت .
اما پس از آن که مرتضی رضایی عرصه را بدون رقیب دید و تا حدودی دل نگرانی های خامنه ای را از بابت نفوذ رفسنجانی در سپاه حل و فصل نموده بود عهده دار فعالیتهایي شد که از او فردی بسیار بیش از گذشته قدرتمند ساخت .اما فعالیتهای مرتضی رضایی تنها صرف مشاوره دادن و در خفا با رهبر  دیدار و مذاکره کردن نبود  .او سرداری بود که  بی حاشیه و بدون هیاهو و سر صداو با احتیاط و با قدرت  در پشت پرده به انجام اموری بس خطر ناک مشغول بوده و حال که همچنان از نظر ها غایب است شاید عهده دار اموری برای حفظ نظام و حکومت باشد و یا شاید هم تاریخ مصرفش تمام شده و . . . 
 مرتضی رضایی به خوبی دریافته بود که اگر قرار باشد روزی روزگاری نظام جمهوری اسلامی فرو بریزد این به معنای پایان کار سپاه پاسداران و سرداران سپاه و خود اوست .پس او هر طور شده باید در نگهداری نظام تلاش کرده و پایه های آن را مستحکم نماید .باز بنا بر روایت همان فرمانده ارشد سپاه در زندان اوین سردار مرتضی رضایی در امر مستحکم کردن پایه های قدرت خامنه ای و حکومت موفق عمل نموده بود .بانگاهی به عملکرد این سردار همواره پنهان از دیده ها و زیرکی او در انجام امور حساس  با جرات میتوان گفت که او یکی از اصلی ترین و پرقدرتترین عامل نگهدارنده پایه های لرزان حکومت منحوس جمهوری اسلامی ایران بوده است و بخاطر هوش و زیرکی و سیاس بودن ,همواره در پشت پرده بوده و قصد ظاهر شدن در روی پرده سیاست  را نداشته و ندارد!. پس برای حفظ نظام و خود باید دست بکارمیشد و برای این کار احتیاج به پول و ثروت داشت تا بدنبال ان قدرت بیشتر را برای خود کسب کند .
چاپ دینار تقلبی عراقی
مرتضی رضایی پروژه چاپ دینار تقلب عراقی را بدست گرفت و به دستور و زیر نظر او یک گروه متخصص از سپاه در یک چاپخانه متعلق به سپاه واقع در خیابان شریعتی تهران اقدام به چاپ دینار تقلبی عراقی کرده و انها را به سوی عراق ارسال نمود.این امر زمانی صورت گرفت که اقتصاد عراق نابسامان بود و  مرتضی رضایی نه تنها به اقتصاد بیمار، و سیستم و نظام پولی ،  عراق ضربه وارد میکرد بلکه صاحب ثروتی نجومی و غیر باور میگشت, ثروتی که حتی در خواب هم نمی دید . اما این پایان ماجرا نبود .
خرید خرمای عراق و . . .
این بار مرتضی رضایی چشم به تجارت خرمای عراق داشت .خرمایي که مرغوب ترین خرمای جهان است . عراق زمانی دو  سوم خرمای جهان را تولید میکرد .و آن زمان در تحریم بود و فشار سخت اقتصادی را در بالای سر خود داشت . مرتضی رضایی با یک ژنرال عرب در امارات متحده عربی اشنا شده بود و به واسطه همان ژنرال که زمانی او هم همانند سردار مرتضی رضایی فرمانده حفاظت و اطلاعات ارتش امارت متحده عربی   و بعد فرمانده کل ستادمشترک  ارتش  کشور  امارات متحده عربی شده بود ، با (عدی )یکی از پسران جنایتکار و خون آشام و فاسد صدام حسین اشنا و ایجاد رابطه پنهانی میکند .و بواسطه همین اشنایی تیم مرتضی رضایی با موافقت عدی پسر صدام حسین وارد یک معامله بسیار بسیار پرسود میشود .مرتضی رضایی خرمای بی نظیر عراق  با قیمتی اندک از عدی پسر صدام حسین خریده و ان را با قیمتی گران به کشور المان برای ساخت مشروب میفروشد .البته خرما از عراق بارگیری شده به کشور امارات متحده عربی رفته  از انجا به کشور المان و کارخانه مشروب سازی  ارسال می شده است .اما مسئله مهمتر و جالب این قضیه این بوده که طبق توافق میان مرتضی رضایی و دلالان خرید خرما در المان، قرار شده بود بخشی از پول به حساب مرتضی رضایی ریخته شده و در ازاء بخش دیگرمبلغ , دلالان المانی برای مرتضی رضایی مواد اولیه ساخت بمبهای شیميایی و قطعات و لوازم ساخت جنگ افزارهای شیميایی و میکروبی و اتمی را خریداری و به ایران ارسال کنند .اما داستان مرتضی رضایی و عدی پسر صدام حسین به همین مسئله ختم نشد .
قاچاق نفت خام عراق از خلیج فارس توسط سردار مرتضی رضایی
عراق در تحریم بود و حق فروش نفت را نداشت و قانون نفت در برابر غذا در مورد او توسط غرب و سازمان ملل اعمال میشد .اینجا بود که باز مرتضی رضایی با زیرکی و درایتی که داشت وارد عمل شده و طی تماسی که با عدی پسر صدام و برخی از صاحب منصبان عراقی برقرار میکند به انها قول همکاری برای فروش و خروج نفت به هر میزان که باشد  ،انهم غیر قانونی و بر خلاف قانون نفت در برابر غذا، وبا نقض تحریمهای اعمال  شده برای عراق از سوی غرب و سازمان ملل ، توسط سپاه پاسدران ومخفیانه و با نفتکشهای در اجاره سپاه و ... و  با استفاده از قلمرو آبی ایران در خلیج فارس و تنگه هرمز  را میدهد .
توافق حاصل میشود و مرتضی رضایی عهده دار ماموریت خارج کردن نفت خام عراق بصورت غیر قانونی و مخفیانه و بیشتر از حد مجاز تعیین شده توسط سازمان ملل و غرب از خلیج فارس و تنگه هرمز میشود .بنابر روایت راوی در طی یک پرسه زمانی نفکشهای در اجاره سپاه نفت خام عراق را از عدی پسر صدام تحویل گرفته و با استفاده از قلمروی آبی ایران در خلیج فارس و گاها در شب هنگام و به دور از دید ناوگان دریایی غرب در خلیج فارس از تنگه هرمز با پرچم ایران خارج میکردند .دولت عراق و عدی پسر صدام حسین باید بابت این خارج کردن و فروش غیر قانونی نفت خام عراق توسط مرتضی رضایی مبلغی را تحت عنوان  پور سانت آنهم پور سانتی هنگفت  را به حساب بانکی مرتضی رضایی واریز کنند .مبلغی که باور کردن آن برای هر شخصی سخت است . اما در این میان یکی ازفرماندهان منطقه ای نیروی دریایی ارتش خواسته و یا ناخواسته وارد این بازی و جریان میشود که بعد از مدتی چون مرتضی رضایی قصد نداشت کسی از این جریان مطلع گردد و هر مورد مطلع و مشکوک و نا مناسب غیر خودی، باید حذف و یا برکنار میشد طبق یک پرونده سازی که مرتضی رضایی استاد بزرگ آن بود ، یک پرونده برای آن فرمانده عالی رتبه نیروی دریایی ارتش ساخته شده و سپس او را به جرمی واهی دستگیر و روانه بازداشتگاه امنیتی 66 سپاه واقع در قصر فیروزه تهران  میکنند .که اکنون ازسرنوشت و  زنده و یا مرده این فرمانده منطقه ای  نیروی دریایی  ارتش خبری نیست .
سردار مرتضی رضایی وسپاه پاسدران و  قاچاق مواد مخدر
همانطور که در سطور قبلی اشاره شد مرتضی رضایی با یک ژنرال ارتش امارات متحده عربی اشنا میشود . این ژنرال ارتش امارات متحده عربی که مدتی فرمانده حفاظت و اطلاعات ارتش امارت و بعد فرمانده ستاد مشترک ارتش امارت متحده عربی بود باعث آشنایی مرتضی رضایی با برخی از عوامل و فرماندهان و مقامات رده بالای سازمان القاعده میشود در طی این اشنایی یک پیمان همکاری اطلاعاتی و امنیتی با این سازمان توسط سردار مرتضی رضایی بسته میشود .دامنه همکاری و نزدیکی مرتضی رضایی با سازمان القاعده به انجا میرسد که مرتضی رضایی تصمیم میگیرد که با استفاده از توان نیروی دریایی سپاه و چند کشتی دیگر اقدام به خرید مواد مخدر از سازمان القاعده در جنوب پاکستان نماید . این امر تحقق میپذیرد و مواد مخدر توسط رابطین سازمان القاعده در بنادر پاکستان تحویل کشتی های تحت امر سپاه پاسدران شده و به پهنه خلیج فارس ارسال میگشت .انجه که باید برای مصرف داخل ارسال میشد ارسال میگردید و الباقی در همان وسط خلیج فارس معامله و بفروش میرسید و . . .
مرتضی رضایی با این تجارت نتنها باز به سود هنگفتی رسید بود بلکه یک خط ترازیت اختصاصی و انحصاری برای خود و سپاه پاسدران تدراک دیده و ایجاد کرده  بود و قسمتی از خط ترانزیت مواد مخدررا از پهنه کویر به پهنه خلیج فارس و دریای عمان کشانده بود .این بدان معنا بود که بخش عمده واردات مواد مخدربه ایران را سپاه پاسدران و شخص سردار مرتضی رضایی  انحصاری بدست گرفته و بدون دغدغه و خطر و با استفاده از امکانات سپاه پاسدران و نیروی دریایی سپاه و سازمان امنیتی سپاه مواد مخدر از کم خطر ترین راه وارد ایران می شده و میشود .
سردار مرتضی رضایی و سپاه پاسداران و قاچاق و تجارت عتیقه جات
سردار مرتضی رضایی از هر وسیله و موقعیتی برای کسب ثروت استفاده میکرد. با آنکه غرق در ثروت بود. اما او همچنان برای بقاء نظام جمهوری اسلامی و خود باید کسب قدرت میکرد و این کسب قدرت بدون ثروت ، با توجه به حضور رقبای سیاسی و ... امکان نداشت .
بهرروی مرتضی رضایی و تیم او در سپاه خاصه در سازمان حفاظت اطلاعت سپاه وارد یک بازی و ماجرای تازه میشود و ان یافتن و کشف اثار گرانبهای باستانی و عتیقه جات برای فروش در بازارهای آمریکا و اروپا بود .
پس تیم سردار مرتضی رضایی دست بکار شدند وبه تحقیق و جستجو پرداختند . در سراسر ایران و نقاط دور افتاده و دارای تاریخ و امامزادها و بناها و محلهای احتمالی  که شاید در آن منطقه و یا  اماکن  اشیاء و عتیقه جات یافت شود را در  پوششهای مانند حفظ میراث باستانی و نظایر آن و به بهانه ترمیم و مرمت آن جا را قرق کرده و شروع به جستجو و خاکبرداری و حفاری نموده  به اشیاء و عتیقه جات احتمالی دست پیدا کند.سردار مرتضی رضایی از این طریق یعنی قاچاق و فروش عتیقه جات و اثار و اشیاء باستانی و تاریخی به ثروتی دست یافت که البته سوای ثروث ، مرتضی رضایی به این کار به چشم یک تفریح نيزنگاه میکرد .
سردار مرتضی رضایی و قاچاق سوخت ایران به خارج از کشور
سردار مرتضی رضایی بی شک یکی از بزرگترین عناصر قاچاق سوخت ایران به خارج از ایران بوده است. سرداری که در قامت یک فرد تمام عیار امنیتی و اطلاعاتی در صنعت نفت کشور نفوذ داشته و همواره با باند و تیم خودش، نفت ، بنزین ، و گازوئیل  ایران را به صورت غیر قانونی و قاچاق به کشورهای منطقه ارسال و بفروش میرسانده است .  در این میان و در امر قاچاق سوخت این سردار شرکا و همکارانی هم داشت که عبارت بود اند از
1-سردار مسعود(سعید ) پور عزیزی فرمانده پشتیبانی کل سپاه پاسداران ( یکی از وظایف پشتیبانی چه در ارتش و چه در سپاه ، تهیه سوخت برای یگانهای زمینی ، هوائی ، و دریایی میباشد )
2-سردار مسعود بیگ زاده ( نامبرده بعدها  در امریکا پناهنده شد و در قامت یک اپوزیسیون در رسانه های فارسی زبان آمریکا نفوذ کرده و حتی در تلویزیون کانال وان که متعلق به اقای شهرام همایون بود مدتی برنامه ای تحت عنوان گارد ملی را اجرا میکرد
3 – سردار نادر فلاح ...
میان سردار مرتضی رضایی و 3 سردار فوق الذکر اختلافات مالی روی داد و سردار رضایی که هیچگاه اجازه نفس کشیدن به رقبا و شرکاء نمی داد در صدد حذف این شرکاء بر امد .سردار مسعود(سعید)  پور عزیزی فرمانده کل پشتیبانی سپاه به اتفاق سردار نادر فلاح که هر دو همشهری و متعلق به یک محله و منطقه بودند (بندر انزلی )با توطئه و پرونده سازی سردار مرتضی رضایی دستگیر شده و روانه بازداشتگاه های مخفی و امنیتی سپاه میشوند .حتی در دهه 70 سردار پور عزیزی مبلغی بیش از 25 میلیارد تومان را به حساب مرتضی رضایی واریز کرده تا اختلافات تمامی یابد ولی  سردار مرتضی رضایی، راضی و دست بردار نبود و در صدد حذف انها بر آمد و سرانجام سردار بیگ زاده به امریکا رفت و لباس مبارزه و اپوزیسیون بر تن کرد و ندای ای وای وطن سر داد .ولی بخت با نادر فلاح یار نبود و این سردار نگون بخت پس از آنکه به زندان اوین منتقل شده بود با قید وثیقه و سند آزاد شده که به هنگام بازگشت به بندر انزلی در جاده تهران به انزلی ناگهان با اتومبیل به دره سقوط کره و در جا جان می سپارد و با خود اسرار بسیاری را به گور میبرد و یکی از رقبا و شرکاء مزاحم،  سردار مرتضی رضایی حذف میشود .اما از  سردار پور عزیزی خبری دیگر در دست نیست این سردار  در چند مرحله جابجایی از بازداشتگاه های سپاه به حشمتیه و اوین  سرانجام ناپدید گشته و کسی از زنده و یا مرده این سردار اطلاعاتی ندارد .
این چند سردار, سوخت یگانهای رزمی و زرهی سپاه را بصورت مخفیانه و غیر قانونی از پادگانها و . . . خارج کرده و به دلالان و مصرف کنندگان سوخت در کشورهای چون افغانستان ، پاکستان ، تاجیکستان و ترکیه و عراق و . . . بفروش میرساندند و از این راه مبالغی هنگفت به جیب خود سرازیر میکردند .
سردار مرتضی رضایی و سازماندهی لباس شخصی ها و گردانهای عاشورا 
حال سردارمرتضی رضایی که از نظر مالی و در امد تامین شده بود ,درصدد تجهیز و سازماندهی نیروهایی برای مقابله با  شورش و اعتراضات احتمالی مردم برآمد .لذا او طرح گردانهای عاشورا را اجرا کرد و گردانهای عاشورا را سازماندهی و تجهیز نمود .همچنین سازماندهی و تجهیز نیروهای لباس شخصی و هماهنگ نمودن آنها با گردانهای عاشورا و بسیج و سپاه .
در طی این سالها همه سرکوبهایی که توسط اوباش و لباس شخصی ها صورت گرفته مستقیم و غیر مستقیم زیر نظرافرادی چون سردار مرتضی رضایی بوده است .خصوصا سرکوب اجتماعات دانشجویی و کارگری در دوران ریاست جمهوری خاتمی و حتی سرکوب شدید دانشجویان در واقعه کوی دانشگاه سال 1378 و .  .  . 
نگارنده ضمن صحبتهای که با سعید عسگر ضارب سعید حجاریان و سردار پور عزیزی در زندان اوین داشتم متوجه شدم که عناصری چون سعید عسگر و ارازل و اوباش بسیجی همگی مستقیم و غیر مستقیم تحت امر مرتضی رضایی بوده و از او دستور می گرفته اند و حتی ترور حجاریان به دستور و هماهنگی مرتضی رضایی بوده است .
ادامه بحث سردار مرتضی رضایی و نقش او در ترور و حذف نیرو های ناراضی در سپاه و ارتش را در بخش بعدی این نوشتار ادامه خواهم داد  .
مهرداد حیدرپور
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۱ فروردین ۲۷, یکشنبه

روزبروز استقلال کشور بیش از پیش از دست می رود.

مُلّا شدن چه آسان ، آدم شدن چه مشکل.
می گویند : زبان سرخ سر سبز به باد دهد.
می گویم : چه افتخاری بالاتر از این که سر نا قابل در راه زبان با ارزش فدا شود ؟
روی سخنم با آن ملاهایی است که سه سال است نتوانسته اند بر سر( اصول اعلامیه جهانی منشورحقوق بشر توافق نمایند).البته من بر این باورم که نخواسته اند.
هر روز که از عمر رژیم ددمنش اسلامی می گذرد یک یا چندین خشت از بنای کشورمان کم می شود و سهم نسلهای آینده کشور نیز از منابع ملی به بیگانگان واگذار می شود. این بدان مفهوم است که روزبروز استقلال کشور بیش از پیش از دست می رود.
واگذاری مالکیت بخشی از حوزه‌های نفتی خزر و پارس جنوبی به روسیه و چین
به گزارش خبرنگاران سبز، در پی نزدیک شدن زمان تحریم نفت و گاز ایران و همزمان با انصراف شرکت‌های چینی از بیمه کردن محموله‌های نفتی کشور، قرارگاه خاتم الانبیاء بعنوان طرف ایرانی یک اقدام ضد ملی، پیمانی با شرکت‌های نفتی چین و روسیه به امضاء رساند که به موجب آن تعدادی از حوزه‌های نفت و گاز کشور به تملک آن‌ها درمی آید تا نفت صادر شده ایرانی به عنوان نفت غیر ایرانی تلقی شود.
در جنوب کشور بیش از ۵۰ % از سهم مالکیت حوزهای ۱۴ و ۱۵ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ منطقه پارس جنوبی هم به چینی‌ها واگذار شد تا شرکت‌های چین ترانس و کاسکو چین که از شرکت‌های بزرگ بیمه گر در حوزه‌های نفت و گاز هستند بتوانند بیمه و حمل و نقل محموله‌های صادراتی این منطقه را بدون هراس از تحریم‌ها انجام دهند. این دو شرکت اخیرا بیمه محموله‌های نفتی ایران را متوقف کرده بودند. جالب توجه اینکه نرخ بیمه محصولات نفتی این قرارداد‌ها بیش از نرخ‌های جهانی است و طرف ایرانی موظف به پرداخت این مبالغ است. هر کدام ازاین دوشرکت بعلاوه ۲/۵ میلیارد دلارسپرده نقدی را از دولت ایران برای اتفاقات پیش بینی نشده دریافت کرده‌اند.
دولت ایران بعلاوه موظف است مالیات کل فروش نفت صادراتی را فارغ از میزان سهم خود، بطور کامل پرداخت کند. اگر چه سهم هر کدام از ۳ کشوربابت درآمدهای ناشی از فروش نفت به ازاء سهم آن‌ها از میزان مالکیت! آن‌ها محاسبه می‌گردد. با توجه به این نکته مهم که سهم زیر ۴۰% طرف ایرانی از منابع نفتی کشور هم صرفا توسط شرکای چینی و روسی به‌‌ همان قیمت‌های ترکمانچایی مورد اشاره خریداری می‌شود.
چینی‌ها بلافاصله پس ازکسب امتیاز مالکیت مشترک حوزه‌های نفتی پارس جنوبی، قرارداد سوآپ نفت خود (ایران!) را با روسیه به امضا رسانده و این دو کشور با تقسیم درآمدهای نفتی ملت محروم ما، بی‌لیلاقتی و خیانت آشکار مقامهای حکومتی ایران را به اثبات رساندند.
کاوه يزداني
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ اسفند ۱۹, جمعه

اعلام رسمی فعالیت هواداران درون مرزی شاهزاده رضا پهلوی

اعلام رسمی فعالیت هواداران درون مرزی شاهزاده رضا پهلویجمعی از جوانان ایران پس از مدتها بررسی و گفتگو در ارتباط با تشکیل سازمانی در راستای اهداف شاهزاده رضا پهلوی امروز در تاریخ ۱۹ اسفند ماه ۱۳۹۰ رسما اعلام موجودیت کردند و بیانیه زیر را در سایت رسمی خود قرار دادند:                                                                                                                                          
هدف از تشکیل این سایت  که اختصاص به هواداران و دوستداران شاهزاده رضا پهلوی دارد انسجام و هماهنگی بین همه هواداران شاهزاده رضا پهلوی است.
این گروه توسط تیمی از فعالین آزادی خواه درون کشور پایه ریزی شده و هسته اولیه اینکار جوانان مبارز و آگاه هستند که هر کدام قسمت هایی از این سایت را اداره میکنند.
این گروه درون مرزی وابستگی به هیچ جریان و دسته خارج کشور ندارد و حتی وابسته به دفتر شاهزاده نیز نمیباشد و خط فکری خود را از اهداف و کارکردهای شاهزاده رضا پهلوی میگرد و هدف خود را حمایت صد در صدی از ایشان به عنوان یک گزینه سکولار و دموکرات میداند.
امید است دوستان با پیوستن به این طرح گسترده زمینه آزادی سریع کشور خود را فراهم کنند.
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ اسفند ۱۵, دوشنبه

رضا پهلوی: دوازدهم اسفند

رضا پهلوی: دوازدهم اسفند: فصل جدیدی از جنبش نافرمانی مدنی با افزایش شدید سرکوب مخالفان و اقدامات هراس انگیز نیروهای امنیتی، شهروندان ایرانی با تحریم انتخابات ...
ارسال به بی رنگی

دوازدهم اسفند فصل جدیدی از جنبش نافرمانی مدنی /رضا پهلوی

با افزایش شدید سرکوب مخالفان و اقدامات هراس انگیز نیروهای امنیتی، شهروندان ایرانی با تحریم انتخابات نمایشی حکومت اسلامی، در یک جنبش فراگیر نافرمانی مدنی، خواسته خود برای دستیابی به حقوق اساسی شهروندی همچون آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی مطبوعات و آزادی احزاب، حق انتخاب شدن و انتخاب کردن در یک فرایند آزاد، سالم و عادلانه را به جهانیان نشان دادند.
در چنین شرایطی، اتحاد و همگرایی مردم ایران در تحریم انتخابات دوازدهم اسفندماه، فصل جدیدی را در تاریخ پرفراز و نشیب جنبش نافرمانی مدنی ایران باز کرد. پس از یک سده مبارزه آزادیخوهان ایرانی برای رسیدن به دمکراسی، همگرایی و اتحاد شهروندان ایرانی در تحریم انتخابات نمایشی نهمین مجلس شورای اسلامی، ضربه ای سهمگین بر پیکره لرزان این رژیم وارد نمود که خود حاکی از نشانه های هوش بالای سیاسی جامعه امروز ایران است.
چنین اتحاد بی سابقه نیروهای سیاسی-مدنی بمنظور تحریم انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی، امید و گام بزرگی در جهت رسیدن به حاکمیت مردم بر مردم در ایران در چارچوب برگزاری انتخاباتی آزاد و عادلانه برای تمامی گروه های سیاسی، اقشار و طبقات اجتماعی است. 

هم میهنانم،

در آستانه بهاری دیگر، دستیابی به حکومت پایدار مردم بر مردم در ایران، در چارچوب برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه بر اساس معیارهای بین المللی، با همبستگی، همدلی و اتحاد همه نیروهای مسلح، کنشگران سیاسی - مدنی از هر طیف و اندیشه ای، زنان، دانشجویان، روحانیون و دیگر گروه ها، در چارچوب یک جنبش نافرمانی مدنی،با حفظ امنیت و تامین سرمایه های ملی و ایجاد فضای مناسب برای برقراری " آشتی ملی " و " عفو عمومی " میسر می شود.

انتخاب آزاد برای ایران آزاد
خداوند نگهدار ایران باد

رضا پهلوی
ارسال به بی رنگی

۱۳۹۰ اسفند ۱۳, شنبه

۱۳۹۰ اسفند ۱۲, جمعه

آيا حمله به ايران جدي شده است؟


عكس در خيابان ستارخان گرفنه شده است. جالب اينكه سايت بالاترين كه مورد استناد اين بيلبورد است در ايران فيلتر ميباشد
ارسال به بی رنگی

مصاحبه با يکي از راي دهندگان


با وجود گرانی گاز, برق, آب, بنزین و کمی حقوق و دستمزد و با این همه تورم, فقر, فحشا, فساد, رشوه واختلاس و اعتیاد و 
بیکاری و کاغذ بازی و رانت خواری و پارتی بازی و بچه های طلاق و ترافیک و آلودگی هوا و نابودی کشاورزی و صنعت و
 اقتصاد و دروغ و تقلب و نیرنگ و فریب و ریا و بی عدالتی, بازهم در انتخابات شرکت می کنیم 
 تا به دنیا نشان دهیم خریت حد و مرزی ندارد!!!
ارسال به بی رنگی